جمعى از علما

53

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

لهذا از براي رفع اشتباه ، ميمى را به أو ملحق كرديم ضربتوم شد . التقاى ساكنين شد ميان واو وميم ، خواستيم كه واو را حذف كنيم ، علامت جمع بود ، خواستيم كه ميم را حذف كنيم ، خلاف مقصود حاصل مىشد . چون ما يدلّ على الواو كه ضمّه باشد در كلام بود ، لهذا واو را حذف كرديم ، ضربتم شد بر وزن فعلتم ، ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، وتاء وميم علامت جمع مذكّر مخاطب وهم ضمير فاعل است . وضمير منفصلش ، أنتم است . * * * وآن سه كه مؤنّث را بود : ضربت ، ضربتما ، ضربتنّ . ضربت : يعنى زدى تو يك زن حاضره در زمان گذشته . صيغهء مفردهء مؤنّث حاضره است از فعل ماضي ، صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . ضربت در أصل ضرب بود ( مفرد مذكّر غايب بود ) خواستيم مفردهء مؤنّث حاضره بنا كنيم ، تاى مكسوره را كه علامت مفردهء حاضرهء مؤنّث بود در آخرش درآورديم وما قبل تاء را به جهت شدّت اتّصال ضمير به فعل ، ساكن كرديم ضربت شد بر وزن فعلت . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل وتاى مكسوره علامت مفردهء مخاطبهء مؤنّث وهم ضمير فاعل است وضمير منفصلش أنت است . ضربتما : يعنى بزديد شما دو زنان حاضره در زمان گذشته . صيغهء تثنيهء مؤنث حاضره است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . ضربتما در أصل ضربت بود ( مفرد بود ) خواستيم تثنيه بنا كنيم